تبليغاتX
متولد ماه مهر


متولد ماه مهر

در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم

حرفها که تکراری می شوند ،غصه ها عادي مي شوند،شعرها بي صدامي شوند ،

حتي اتفاقها معمولي مي شوند ،بارانها از سر تكرار مي بارند و بهارها

 از سرعادت گل مي كنند.وقتي همه ي روزهاي تقويمت يكي

مي شود ،شنبه با جمعه فرقي نمي كند . پائيز با بهار،پارسال با امسال .

وقتي به آسمان يكجور نگاه مي كني به خودت يكجور نگاه مي كني حتي به خدا ...

مي خواي زندگي بر تو سخت نگيرد و زندگي را سخت نگيري

 بهار هر وقت خواست بخندد و پائيز هر وقت

خواست دلش بگيرد . مثل يك سنگريزه اي در دل كوه گم مي شوي.

 بدون اينكه كمترين اثري بگيري ...

يا اثري ببخشي بعد مثل يك روز بي خاطره به پايان مي رسي .

اما به خاطر خدا هم شده مثل مرداب

در خودت غرق نشو . كمي هم جرات دريا شدن داشته باش....!

 

در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه!

 عشق تو عجيب مرا پير کرده است

 راست گفت آيينه که منتظر نباش

 او براي هميشه دير کرده است

 

TinyPic image

 

نوشته شده در جمعه 14 دی1386ساعت توسط احمد| |

گاه مي انديشم،

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا

از كسي مي شنوي، روي تو را

كاشكي مي ديدم .

 

شانه بالا زدنت را،

- بي قيد -

و تكان دادن دستت كه،

- مهم نيست زياد -

و تكان دادن سر را كه،

- عجيب ! عاقبت مرد ؟

- افسوس !

- كاشكي مي ديدم !

 

من به خود مي گويم :

« چه كسي باور كرد

« جنگل جان مرا

« آتش عشق تو خاكستر كرد ؟

*****

سينه ام آينه اي ست،

با غباري از غم .

تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .

...

من چه مي گويم،آه ...

با تو اكنون چه فراموشيها؛

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست

 

 

نوشته شده در جمعه 14 دی1386ساعت توسط احمد|

با نهایت تاسف و تاثر


درگذشت قهرمان تیم ملی بسگتبال ایران


شادروان

ایدین نیکخواه بهرامی

 

را به خانواده ایشان و جامعه بسگتبال ایران

تسلیت عرض می نمایم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 9 دی1386ساعت توسط احمد| |

 

كريسمس و سال نو ميلادي و تولد حضرت مسيح

 را به تمام جهانيان به خصوص هموطنان مسيحي تبريك عرض مي كنم .


اميدوارم سال خوبي داشته باشيد.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت توسط احمد| |

ديرگاهيست كه تنها شده ام
قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آيينه زمن بي خبر است
كه اسير شب يلدا شده ام

من كه بي تاب شقايق بودم
همدم سردي يخ ها شده ام

كاش چشمان مرا خاك كني
تا نبينم كه چه تنها شده ام
 
 

 
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت توسط احمد| |


Design By : Night Skin