تبليغاتX
متولد ماه مهر


متولد ماه مهر

در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم

بریز ای اشک ناکامی

بریز از بی سرانجامی

که نفرین دلی قلبی شکسته

سر راه مرا از پیش بسته

دلم رنجیده از زخم زبونها

به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها

خیال کردم یکی دلسوزمونه

برای گریه هام دل می سوزونه

خیال کردم یکی داره هوای مارو

اگه موندیم تو این کار زمونه

دلم رنجیده از زخم زبونها

به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها

 

نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

 

 

درجلسه امتحان عشق

من مانده ام و یک برگه سفید

یک دنیا حرف ناگفتنی

ویک بغل تنهایی و دلتنگی...

درد* دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی اشک سرسره بازی می کند

عاشقانه قطره را به آغوش میکشد

عشق تو نوشتنی نیست

باتودر برگه ام کنار آن قطره

یک قلب کوچک می کشم

وقت تمام است

برگه ها بالا.....

 

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست

عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود

و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد

 

وقتی که بارون میاد

برو زیر بارون

هرچقد که تونستی قطره های بارون رو جمع کنی .

 همونقدر دوستم داری

و هر چقدر که نتونستی جمع کنی .

 بدون همونقدر من تو رو دوست دارم

 

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

اون منم هميشه تنها

اون هميشه تک ستاره

يه غروب سرد پاييز

که تو حسرت بهاره

با دلي غرق محبت

.سينه اي پر از صداقت...

پشت هر خنده اي خوردم خنجر تلخ رفاقت...

خسته از اسم رفاقت..

توي اين بازي بي سوز..

قصه ي تلخ رفاقت واسه من چه بي ثمر بود

اون که از عاطفه دم زد با نگاهي عاشقم شد..

عشق نفريني و يادش کابوس دقايقم شد...

هرکسي به رسم دوستي

قلب خستمو شکستش

اوني که فکر نميکردم چوبه ي دارمو بستش

 

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

 

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

براي آخرين بار ، خداكنه بباره
تو اين شب كويري ، يه قطره از ستاره



هميشه بودي و من ، تو رو نديدم انگار
بگو بگو كه هستي ، براي آخرين بار



وقتي دوري ، تنهايي نزديكه
قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه



چه لحظه ها كه بي تو ، يكي يكي گذشتن
عمرمو بردن اما ، يه لحظه بر نگشتن



تو چشم من نگاه كن ، منو به گريه نسپار
حالا كه با تو هستم ، براي اولين بار



قوی  زیبا بمان

 

نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند 

 

                  قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

 

 

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند

 

                تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 

 

نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

یارب بر خلق ناتوانم مکنی

بر بوته ی صبر امتحانم مکنی

از تهدید دشمنان مرا باکی نسیت

مستوجب رحم دوستانم مکنی

 

نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشتمون یکی هر دومون مسافریم

تازه از راه رسیدم هنوزم خسته ی رام

همسفر تنها نرو بذار تا منم بیام

سخته دل کندن از این شهر و دلبستگیا

موندن از خونه جدا با همه خستگیا

جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری

درد غربت رو تنم که بازم باید بری

بذار تا خستگی از این تن خسته بره

سخته دلبستگی از شهر دلبسته بره

اگه به زاری بیاد من میشم سنگ صبور

گوش به قصه هاش میدم شهر غربت راه دور

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم

سرنوشتمون یکی هر دومون مسافریم ....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

رفتم بر در محکمه دیدم لقمان


می کرد تمام دردها را درمان


گفتم که چه دردیست ندارد درمان


اهی بکشید و گفت هجران هجران


 

نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

نه از خاکم نه از بادم

 نه در بندم نه آزادم

 نه آن ليلاترين مجنون

 نه شيرينم نه فرهادم

 فقط مثل تو غمگينم

فقط مثل تو دلتنگم

اگر آبي تر از آبم

 اگر همزاد مهتابم

 بدون تو چه بي رنگم

بدون تو چه بي تابم

 

نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

زرد است که لبريز حقايق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

 شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي

 پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت توسط احمد| |

 

خدای مهربون عاشق نوازه


غم بیچارگان را چاره سازه


خودش می دونه چون تنهای تنهاست


که تنهایی بلای جان گدازه

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت توسط احمد| |


Design By : Night Skin