تبليغاتX
متولد ماه مهر


متولد ماه مهر

در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم

ساقیا امشب مخالف می زند این تار ما

 

یا که من مست شرابم یا که تارم تار نیست

 


 

 

نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت توسط احمد| |

ما دیوانه ایم ...

عاشقان مستند و ما دیوانه ایم

 

عارفان شمع اند و ما پروانه ایم

 

چون ندارم با خلایق الفتی

 

خلق پندارند ما دیوانه ایم

 

در ازل دادند چون جام الست

 

تا ابد ما مست آن پیمانه ایم

 

ظاهر سستی مارا خود مبین

 

در شکست نفس خود مردانه ایم

 

کس نگردد واقف اسرار ما

 

زانکه همچون گنج در ویرانه ایم...

 

 

نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت توسط احمد| |

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

اگر تو خواستی قبل از من بميری
بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .


 
If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

 


 
True friendship is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.

دوستی واقعی مثل سلامتی هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.

 


 
A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.


يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد
که تموم دنيا از پيشت رفتن.

 


 
Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend
.


جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش.

 


 
Friendship is one mind
in two bodies.


دوستی يعنی يک روح در دو بدن .

 


 
I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay


من به تو تکيه می کنم و تو به من
و اونوقت همه چيزمون مرتبه.

 


 
Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.


هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.
ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.
اما بهترين دوستان
حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون.

 


 
My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life
.;

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،
اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،
اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.

 


 
Hold a true friend with both your hands.;

يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.

 


 
A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words
.;

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه
و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی
اونا رو واسه ات بخونه.

 


 

نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت توسط احمد| |

انتظار نداشته باشید که همسرتان کامل ترین انسان باشد.


زیرا اگر چنین بود


با شما ازدواج نمی کرد

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت توسط احمد| |

امروز اولین روز از باقی عمر شماست تصمیم بگیرید از آنچه باقی مانده است درست استفاده کنید.

(رابرت گریسولد)


2.عظمت زندگی در علم نیست بلکه در عمل است.(توماس هاکسلی)


3.موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن.(تونی رابینز)


4.نیروی معجزه آسایی که بزرگترین رویا ها و آرزوهایما را تحقق می بخشد در درون همه ما نهفته است

فقط باید آن را آزاد کنیم.(بلانکارد)


5.این وقایع روزمره نیست که کیفیت زندگی ما را تعیین میکند .بلکه تفسیر ما از آن وقایع است .(آرون بک)


6.افسردگی زاییده فکر خودتان است .شور و هیجان نیز از فکر خودتان نئشد میگیرد.(آلبرت الیس)


7.تا آنجا که میتوانید مثبت اندیش باشید.(حضرت علی ع)


8.انسان های موفق کارهای متفاوت نمی کنند بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام میدهند.(اسپنسر جانسون)


9.با پای دیگران نمیتوان راه رفت . با فکر دیگران نمی توان زندگی کرد.(اریک فروم)


10.افراد موفق میدانند چه میخواهند.(مازلو)


11.انسان سالم انسان مسئولیت پذیر است.(راجرز)


12.امروز همان فردایی هست که منتظرش بودید.(دنیس ویتلی)


13.اگر امروزت مثل دیروز باسد خسران کرده ای.(علی ع)


 

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت توسط احمد| |

Help yourself as much as you can.
تا میتوانی یار خود باش

 

You can be your own best friend.
میتوانی بهترین دوست خود باشی

 

But when you need to share your confusion, let me know.
اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن

 

I try to know when to be there,
میکوشم, بدانم چه وقت باید در کنارت باشم .

 

But I can’t always, unless you let me know.
اما گاه ممکن نیست, پس خبرم کن.

 

Love is the greatest gift we can give to one another
عشق بالاترین هدیه است که میتوانیم به یکدیگر بدهیم.

 

And giving is one of the greatest joys life bestows upon us
و ایثار یکی از بزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده .

 

I’m here to give to you, whenever and for always.
من اینجایم هر زمان و همیشه, تا هرآنچه دارم به تو هدیه کنم


 

نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت توسط احمد| |

وقتي که وفا قصه برف به تابستان است

 

 و محبت گل نايابيست

 

 به چه کسي بايد گفت: با تو خوشبخت ترين انسانم!؟

 

نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت توسط احمد| |

خدايا

زيبا ترين نغمه هايت را در فضاي زندگي مردمان مترنم كن !

چنان بنواز دلم را كه هر جا نفرتي هست عشق باشم من !!

 هر جا زخمي هست مرهم باشم من !

 هر جا ترديدي هست ايمان باشم من!

 

نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت توسط احمد| |

روز زن را به تمامی زنان ایرانی تبریک می گوییم

 

نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت توسط احمد| |

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند ، پس بی نظیر باش .

The person that you are , is gods gift to you , and the one you will be is your gift to god , so be perfect and excellent .

 

وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش .

When you reach to your wish , you understand that wishing some thing is better than having that .

 

بعضی از آدما مثل کوه می مونن ، هر چی بهشون نزدیک تر بشی ، بیشتر به عظمت و بزرگی شون پی می بری .

Some people are like moan thins , when you get closer to them , you find out their authority more .

 

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ، چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته .

think about living in a glass world , so trying not throw stone to anyone , because the first thing that will be broken is your world .

 

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow

 

 

نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت توسط احمد| |

یک ضرب المثل پرتغالی میگه :

 

پا همون جایی میره که دل قبلا رفته !

 

 

نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت توسط احمد| |

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم


ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم

 

از زشتی کردار دگر خسته شدیم


محتاج  دو  پیمانه  می  معرفتیم

 

نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت توسط احمد| |

ماهاتما گاندي مي‌گويد:

 هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاک مي سازد: 

۱-سياست بدون شرف

 2- لذت بدون وجدان

3- پول بدون کار

4-شناخت بدون ارزش‌ها

 5- تجارت بدون اخلاق

6- دانش بدون انسانيت

 7- عبادت بدون فداکاري

 

نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت توسط احمد| |

باز هم می شکنم

 

 

دلم امشب تنگ است

قلبم از نور تهی است

و در این محبس تنهایی خود تنهایم

و کسی نیست مرا یار و رفیق

که رهایم کند از آتش سوزان فراق

و ز افسوس و دریغ

باز هم می شکنم

 

 

تک تک ساعت شماته ای خانه مان

با من این می گوید:

لحظه ها میگذرند...

مستمر

بی وقفه

و کسی نیست در این ویرانی

که شود مونس تو

یک لحظه

باز هم می شکنم

 

 

و در این تاریکی

ناگهان از پس تنهایی من

می تراود نوری

در همین نزدیکی

و در این حس غریب...

گوش من می بیند!

چشم من می شنود!

چه عجیب است و محال

چون سراب است و خیال

پرده ای رخ به رخم استاده است

و در این پرده از قصه سیاه

-فارغ از رنگ سپید-

قصه ای می بینم

که نوشته است به نام خود من

و گذر می کند از چشمانم

خاطرات خوش و آن خاطره های بد من

می رود...می گذرد

می شود قصه تمام

حال هم نوبت دندان من است

که گزد از افسوس

پشت دستان مرا

و شود نوبت اشک

که ببارد آرام

تا که تر گردد از این اشک همی گونه من

که چرا تنها شد؟

دل آلوده من

روز ها بی تابم

و شبم تاریک است

تا سحر بی خوابم

شب یلداست شبم

باز هم می شکنم

 

 

پس اندیشه من

حسرتی می جوشد

وز خدا می پرسم

که چرا تنهایم؟

و غمین است دلم...

مگر از خاک کویر است گلم؟

و چون اوقات دگر

نیستم هیچ جواب

باز هم می شکنم

 

 

و پس از این همه تکرار و کلنجار هر بار

اندکی میخندم...

اندکی می گریم...

و ز تنهایی بی فرجامم

باز هم می شکنم...

 

نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت توسط احمد| |

 

سفر

 

 

با سری پر ز هوی

با دلی پر ز ملال

میروم تا چه بیافتد بر ما

میروم تا که ببینم چه کسی؟

می شمارد نفسم را زیبا

 

نیستم پای سفر

لیک خاری است به پا

که همی آزارد قلب من را ز ازل!

نه حبیب و نه طبیب

مددی چند نکردند مرا

تا رسم بر تسکین

 

اندکی غرقه شدم در رویا...

من کجا؟عشق کجا؟

سفر آنرا زیباست

که امید است ورا

من که نومیدم و رنجورم از این چرخ و فلک

خسته از رنج مدام

ترم از اشک دریغ

پرم از حسرت و غم...

روزگاریست که گم کرده ام امیدم را

اندر این پیچ و خم زبر و ملال آور عمر

به کجا من بروم؟

 

من به دنبال رفیقی بودم

که به آرامش خود غسل دهد جان و تنم

آتشی سازد و با آن به دمی گرم کند

نفس سرد مرا

هیچکس یار نبود

هیچکس نیمه این مرده تبدار نبود

بر دل غمزده غم بود...

ولی لحظه ای غمخوار نبود

هیچکس یار نبود

 

هر کسی دم زد از عشق

سایه ای بیش نبود

جز نمک بر سر زخم دل درویش نبود

لحظه ای آمد و رفت

جز غمی نو دگر او هیچ نداشت

بذر غم در دل این شب زده کاشت

غم نو گریه نو در برداشت

هیچکس یار نبود...

عشق در لحظه بی واسطه انگار نبود

هیچکس یار نبود....

 

نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت توسط احمد| |

 

يه سبد خاطره از رفتن تو همه با طعم شکست و خستگي

 

              قصه قديمي يه خنجر و پشت يک عاشق و دلشکستگي

 

 

توي اين سکوت تاريک و بلند ديگه جايي واسه موندن ندارم

 

   يه شب از همين شبهاي بي سحر پا تو جاده هاي رفتن مي ذارم

 

 

گذر دوباره از قصه ما معني يه کار پوچ و بيخوده

 

                           قصه دوباره ها و حسرت خاطرات متولد نشده

 

 

حسرت خاطره هايي که مي شد اخر قصه ما دو تا بشه

 

                 براي هميشه تو دفتر عشق ناجي غربت مثل ما بشه

 

 

کاش مي شد دفتر خاطرات من جاي غصه ها پر از خنده مي شد

 

            ورقهاي خيس از گريه من از کتاب شعر من کنده مي شد

 

 

نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت توسط احمد| |

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق


تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق


تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری


تو مثل نم باران لطیف و پک و صبوری


تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته


تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته


تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم


تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم


تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن


در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن


تو مثل نغمه موجی غریب و آبی و ساده


شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده


تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت


تو مثل گریه شعری بروی صفحه غربت


تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی


هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی


تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه خواندن


تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن


تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن


برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

 

 

نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت توسط احمد| |


Design By : Night Skin