متولد ماه مهر
در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم
درخواب ناز بودم شبي ديدم كسي در مي زند در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با آن همه بيگانگي هر شب به من سر مي زند وقتی که خاکم می کندد بهش بگین پیشم نیاد بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد یه جور بگین که اخرش از حرفاتون هول نکنه طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه دونه به دونه عکسا مو بردارید اتیش بزنید هرچی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید نزارید از اسم من یک کلمه جا بمونه نمی خوام هیچ وقت تنم و توی گورم بلرزونه برو اتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره بزار واسه همیشه قلب من خاک بشه با من و کلی خاطره برو نمی خوام ببینی خونه ی من خالی شده همدم من به جای تو ریگا ی پوشالی شده اون که می گفت می مرد برات دیدی راست راسی مرد رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیو مدی بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدش و زدی نشونی قبر من و بهش ندین خوب می دونم می یاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه یکی بود یکی نبود... اونی که بود تو بودی . اونی که نبود من بودم. یکی داشت یکی نداشت... اونی که داشت تو بودی. اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم. یکی خواست . یکی نخواست... اونی که خواست تو بودی . اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم. یکی بُرد. یکی باخت... اونی که بُرد تو بودی. اونی که دل به تو باخت من بودم. یکی گفت. یکی نگفت... اونی که گفت تو بودی. اونی که دوستت دارم را به هیچ کس به جز تو نگفت من بودم. ميروم شايد كمي حال شما بهتر شود ميگذارم با خيالت روزگارم سر شود از چه ميترسي برو ديوانگيهاي مرا آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود ميروم ديگر نميخواهم براي هيچ كس حالت غمگين چشمانم ملالآور شود بايد اين بازندهي هر بار – جان عاشقم – تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود ماندنم بيهوده است امكان ندارد هيچ وقت اين منِ ديرينِ من يك آدم ديگر شود آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت شيمي : عشق تنها اسيدي است كه در قلب اثر مي كند. فيزيك : قلب مانند يك آهن ربا عشق را جذب مي كند. ادبيات : عشق مانند ليلي و مجنون اثر نظامي است. ورزش : عشق تنها توپي است كه هيچگاه به اوت نمي رود. معارف : عشق موهبتي الهي است. زيست : عشق نوعي بيماري است كه ميكروب آن از راه دل وارد مي شود. نمي گيرد و به گذشته بر نمي گردد.ed زبان : عشق تنها فعلي است كه زمين شناسي : عشق تنها فسيلي است كه در قلب مي ماند. در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت ازدوست به يادگار دردي دارم كان درد به هزار درمان ندهم كاش ميشد هيچكس تنها نبود.. كاش ميشد ديدنت رويا نبود.. گفته بودي باتو ميمانم ولي.. رفتي و گفتي كه اينجا جا نبود.. سالهاي سال تنها مانده ايم.. شايد اين رفتن سزاي ما نبود .. من دعا كردم براي بازگشت.. دستهاي تو ولي بالا نبود.. باز هم گفتي كه فردا ميرسي... كاش روز ديدنت فردا نبود 





سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم اگه هیچ کس برام نموند 
واسه اینه که سبب منم
کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه میخوام کی میدونه این
حسرتا چه کرده با روز و شبا

توزندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییزم تو بهاری 
من یه مرداب تو دریایی
از این گریه چه میدونی نه دردمی نه درمونی به چه امید 
میخوای باشی که پیش دردام بمونی



| Design By : Night Skin |




