متولد ماه مهر
در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم
نمي خوام بي تو بمونم نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد. دوست دارم زمان بايسته واسه هميشه چشمامونو ببنديم بريم تا ته رويا اونجايی که هيچ وقت گلی پژمرده نميشه هر چی غم داری از دل نازکت بگيرم اگه اشک از چشات جاری بشه برات بميرم سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم ياد تــــــو اسم تو باشه ورد زبونم... مهربونم زنده ها خیلی براش کهنه بودند
نگاه خسته درهای بسته هوا چه دلگیر دلا گرفته دفتر پیر صدای خستم دل پی امید پر از صفا بود نفس نمونده واسه ادامه دیگه بریدم خسته و پیرم این جسم من از خاک است یا خط مرا خواند غمناک شود روزی بود سوزی در اهنگم خدایا دگر تاب پریشانی ندارم نه از اهن نه از سنگم خدایا بیا و معا مله ایی کن و این دل شکسته بخر که با شکستگی ارزد به هزار درست تا تو هستی وغزل هست دلم تنها نیست اگر عمری باشد و قلم را شوقی ارزوی توفیق اخرین بیت غزل خواهذ شد شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت گویی از صحبت ما سخت به تنگ امده بود اخر ای جانا تو با ما اشنایی داشتی کاشتی تخم محبت بر دل و بر جان من
تو غروب این زمونه
تو سیاهیه شبونه
توی این صدای ترسناک
تو ی این غم زمونه
تو برام ساحلی آروم
تو برام نم نم بارون
شدی آرامش جونم
نمی خوام بی تو بمونم ![]()
تو دورنگیهای دنیا
تو کلکهای زمونه
تو شکایتهای دوران
که خدام تنها می مونه
تو برام عشق و صداقت
تو برام راه سعادت
شدی زیبای وجودم
نمی خوام بی تو بمونم
توی این دنیای فانی
توی ساعات سیاهی
توی غمها توی شادی
توی نیرنگ و ریایی
تو برام صدای موجی
تو برام قله اوجی
شدی خونی توی جونم
نمی خوام بی تو بمونم ![]()
توی عصر بی وفایی
توی عصر بی نوایی
توی عصر بی صدایی
توی دوران تنهایی
تو برام بوته ی یاسی
تو برام همه سپاسی
شدی گلخونه ی جونم
نمی خوام بی تو بمونم![]()
می دونم که دوست نداری
تو منو تنها بزاری
پس بیا با هم یکی شیم
دست تو دست هم بزاریم
بگیریم دستار و بالا
به خدا بگیم خدایا
ما می خوایم تا زنده هستیم
واسه همدیگه بمونیم![]()


دلم برای کسی تنگ است 
که چشمهای قشنگش را 
به عمق آبی دریا می دوخت 
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند 
دلم برای کسی تنگ است 
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد 
و پري دلم را با وجود خود خالي 
دلم برای کسی تنگ است 
کسی که بی من ماند 
کسی که با من نیست 

دلم برای کسی تنگ است
که بیاید 
و به هر رفتنی پایان دهد 
دلم برای کسی تنگ است 
که آمد 
رفت 
...... و پایان داد 
کسی .... 
کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود...

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشتپا به رسم دنیا زد و رفت
زندهها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشه فردا زد و رفت
دفتر گذشتهها رو پاره کرد
نامه فرداها را تا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
کشتی دلها به گل نشسته
دل نگرونی هفت روز هفته
دیگه پوسیده تو شب اسیره
از شب زخمی داره می میره
تنها رفیقم این سایه هام
گواه حرفام این خنده هام
در خاک شود روزی
این خط من از دفتر
هم پاک شود روزی
هرکس که مرا خواهد
باشد که کند یادم
تو می دانی که دلتنگم خدایا
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت
از چه قانون محبت از میان بر داشتی
عاشقم کردی و دست از دامنم بر داشتی
| Design By : Night Skin |







