متولد ماه مهر
در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم
اون که امید شب تار و سیاه مادره اون که پاک و عاری از رنگ گناهِ مادره اون که تنها توی خونه چشم به راهِ مادره اون که مثل اشک چشمات قرص ماهِ مادره شب تا صبح بیداره تا راحت بخوابن بچه ها مادره اوج عشق و مهر و عرفانِِِ تمام لحظه هاش شادی روحِ ِ تمام خنده هاش اوج ایثارِ ِ تمام گریه هاش من چی بگم از این طلا اونه یه نعمت خدا اون که نمیشه روش گذاشت هیچ قیمتی ای خدایا تو نگیر از هیچکی همچین نعمتی منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم 

| Design By : Night Skin |








