تبليغاتX
متولد ماه مهر


متولد ماه مهر

در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم

کمک می خواهم


دلم چه سخت طلب دست محبت دارد


خانه ی دوست کجاست


آنکه یاری دهدم پس کو


بشتابید که من


غرق یک صاحل خشک بی علفم


بشتابید برادرهایم


به امیدی بندم


همه ی یاران خانه ی عشق رفتند
...

 

نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت توسط احمد| |

  116 اندرز از يكي از بزرگان ايران باستان كه حدود300 سال قبل از ظهور اسلام ميزيسته

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت توسط احمد| |

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود

 

نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت توسط احمد| |

اين هم يه ترانه واسه روز تولد خودم.......


 

تولدم مبارک...............................با عطر گلهاي ياس


 

با مرواريد و الماس....................يه دنيا شعر و احساس


 

تقويم دل ورق خورد........................مهر اومده دوباره


 

من منتظر نشستم ...........................تا گل واسم بياره


 

چهارده ماه واسه من.......................پر از عشق و اميده


 

دشت سرخ غرورم.........................امروز ديگه سفيده


 

شما منو چه ساده.......................بردين به جشن مهتاب


 

ترانه هاي قلبم................................شدن قد يه کتاب


 

تو سفره دل من...........................عشقتون موندگاره


 

شما منو دوست دارين........................پاييز من بهاره




نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت توسط احمد| |

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت توسط احمد|

خيلي سخته كه چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
صبح بلندشي و ببيني كه ديگه دوسش نداري
خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي‌ آشتي
بي وفاشه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي‌سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفها
خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه
هوسش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي‌مونه
خيلي سخته چشماي تو واسه‌ي اون كسي خيس‌شه
كه پيام داده يه عمر واسه تو نمي‌نويسه
خيلي سخته اونكه ديروز توا واسش يه رويا بودي
از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي/.

 

 

زودتر بیا

من زیر باران ایستاده ام

و انتظار تو را می کشم.

چتری روی سرم نیست

میخواهم قدم هایت را، با تعداد قطره های باران شماره کنم

تو قبل از پایان باران می رسی

یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟

مرا که ملالی نیست

حتی اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانم

نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم

نه از خاکی که باران، غبار را از آن ربوده است

من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت توسط احمد| |

ابر چشمم به هوای رخ تو بارانیست

 

مثل دریای دلت دیده من طوفانیست

 

یک نظر کردی و دل گشت اسیرت اینک

 

پشت مژگان دو چشمت دل من زندانیست

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت توسط احمد| |


Design By : Night Skin