تبليغاتX
متولد ماه مهر


متولد ماه مهر

در اين دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند...من خوش باور نادان محبت جستجو كردم

پروردگارم ،مهربان من



از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!



در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است



و هر زمزمه ای بانگ عزایی



و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی .......



در هراس دم می زنم



در بی قراری زندگی می کنم



و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است



من در این بهشت ،



همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.



"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"



"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"



دردم ، درد "بی کسی" بود
 
 
نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت توسط احمد| |

عالم پندار را گشتم ولی پیدا نشد
کوچه و بازار را گشتم ولی پیدا نشد



خوانده ام دیوان شمس و خواجه را دیوانه وار
مخزن الاسرار را گشتم ولی پیدا نشد



در پی یک شمه از عطر خوشش ، چندین مشام
طبله ی عطار را کشتم ولی پیدا نشد



سالها یک دست بر تسبیح و دستی بر چراغ
شهر استغفار را گشتم ولی پیدا نشد

 

نسخه های خطی و پرگرد را خواندم ، نبود
باز هم آثار را گشتم ولی پیدا نشد



دمخورم با گلشن راز و فصوص اما چه سود
خط به خط اسفار را گشتم ولی پیدا نشد



با خودم گفتم که من هم آدمم ، پس او کجاست؟
بین گندمزار را گشتم ولی پیدا نشد



من خودم آن حلقه ی مفقوده بودم ، بعد از آن
نقطه ی پرگار را گشتم ولی پیدا نشد



 

نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت توسط احمد| |

روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ،

 جاده ای که از رفت و آمد  لحظه ای خالی نمیشد

 من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ،

عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود . .

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت توسط احمد| |

 

 

به احترام اشک هايي که بر گونه هايم خشک گرديد

 

 به احترام بغض هايي که فرصت باريدن پيدا نکردند

 

 و به احترام زيبا ترين هديه خداوند ( عشق )

 

 سکوتي مي کنم به سنگيني فرياد

 

 

نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت توسط احمد| |

 

 

این اس اس من دوسش دارم خیلی زیاد قهرمونی بهش میاد

 

 

بین همه ی تیم های دنیا عشق است

 

استقلال

 

 

نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت توسط احمد| |

 

نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت توسط احمد| |

 دلم تنگ است..................


دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است…


دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد …


دلم براي کسي تنگ است ه با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد…


دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد…


دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد …


دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد …


دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…


دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده…


دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است…


دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است…


دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است…


دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است…


دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است…


دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست…


دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند…


دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست…


دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است…


دلم براي کسي تنگ است  که دل تنگ دل تنگي هايم است

 

نوشته شده در شنبه 22 فروردین1388ساعت توسط احمد| |


Design By : Night Skin